کد خبر: 912252 A

ایلنا بررسی می‌کند؛

بورس در اوج است و اگر همه چیز درست باشد به زودی باید تاثیر رونق بی‎سابقه بازار سرمایه را در تولید ببینیم. جهش تولید با تامین منابع حاصل از بورس منجر به کاهش وابستگی واحد‎های تولید به نظام بانکی و جلوگیری از ورشکستگی آنها و اخراج کارگران می‎شود؛ اینها همه وقتی ممکن است که به این نتیجه رسیده باشیم که رشد بورس واقعی است.

 به گزارش خبرنگار ایلنا، رکوردشکنی بی‌سابقه بورس، بازار سرمایه را به نقل محافل اقتصادی تبدیل کرده است. تحلیل‌های متفاوتی درباره یک میلیونی شدن شاخص بورس ارائه می‌شود. در شرایطی که برخی هشدار می‌دهند بازار سرمایه به دلیل دخالت‌های آشکار و پنهان حبابی است و سهام‌دارانی که بعضا اموال و دارایی خود را فروخته و در این بازار سرمایه‌گذاری کرده‌اند با ریزش بورس، به شدت زیان می‌کنند، برخی دیگر، ازجمله مسئولان دولتی، بر این نظر هستند که حبابی وجود ندارد و با اتخاذ برخی سیاست‌های حمایتی، بازار سرمایه بالاخره جایگاه خود را پیدا کرده است.

از جنبه‌های سوداگرانه بورس که بگذریم، بازار سرمایه کارکرد مشخص و مهمی دارد و آن تامین نقدینگی واحد‌های اقتصادی است. این مهم وقتی بدانیم که در حال حاضر مشکل اصلی واحد‌های اقتصادی نداشتن نقدینگی است، بیشتر خود را نشان می‌دهد.

اخیرا مهدی صادقی نیارکی (معاون امور صنایع وزیر صنعت، معدن و تجارت) با بیان اینکه پیش‌بینی شده بنگاه‌های تولیدی در سال جاری به حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی نیاز دارند، گفت: بخش خصوصی می‌تواند بورس را به عنوان یک فرصت درنظر بگیرد و از این منبع برای تامین بخشی از نقدینگی خود استفاده کنند، چراکه در زمینه منابع بانکی هم محدودیت‌هایی وجود دارد و واحدهای تولیدی برای تامین نقدینگی نمی‌تواند همیشه وابسته به نظام بانکی باشند.

واکاوی این گفته‌ها اهمیت موضوع بورس را بیش از پیش نشان می‌دهد. همانطور که عنوان شد یکی از اصلی‌ترین مشکلات حال حاضر واحد‌های اقتصادی نداشتن نقدینگی است. آنها در شرایط رکود و بحران اقتصادی مجبورند وام‌های با نرخ بهره بالا از بانک‌ها بگیرند، آنقدر که درصد بالایی از واحد‌ها بدهکار و برخی از آنها ورشکسته شده‌اند. به خوبی می‌دانیم ضربه نهایی را از دومینوی نبود سرمایه، گرفتن وام با بهره بالا، نداشتن توان بازپرداخت و ضبط شدن وثایق و نهایتا ورشکستگی و تعطیل شدن واحد تولیدی، کارگران می‌خورند. در سال‌های اخیر بارها شاهد این اتفاق بوده‌ایم که واحدی تولیدی ورشکسته اعلام شده و کارگران آن به جمع لشکر عظیم بیکاران پیوسته‌اند. بر این اساس، می‌توان استقبال از بورس را به فال نیک گرفت، چون واحد‌های تولیدی سرمایه خود را از فروش سهام به دست می‌آورند و نیازی به بانک و وام گرفتن ندارند.

ما می‎دانیم که واحد‎های تولید مشکل نقدینگی دارند و در سال‎های اخیر برای رفع این مشکل وام گرفته، اما وام با نرخ بهره بالا خود مشکلات را افزایش داده و واحد‎های تولیدی را در باتلاق بدهی گرفتار کرده است. همانطور که عنوان شد باید وابستگی واحد‎های تولیدی به نظام بانکی کم شود، اما وضعیت درباره بورس هم معلوم نیست

فتح‌الله بیات (کارشناس روابط کار و فعال کارگری) به ایلنا می‌گوید: اصل اینکه باید وابستگی تولید به بانک‌‌ها کاهش پیدا کند درست است، اما در اینکه بورس در شرایط فعلی ابزار این کاهش وابستگی باشد، شک و شبهه‌هایی وجود دارد.

ترس از ترکیدن حباب

تمامی نگرانی‌های کارشناسانی که چندان نسبت به بورس و رکوردشکنی بی‌سابقه آن خوش‌بین نیستند، این است که بورس به دلایل برخی دستکاری‌ها و سوداگری‌ها حبابی شده باشد و این حباب بترکد. در سطح کلان این تحلیل پرطرفدار است که دولت در شرایط تحریم و کاهش چشمگیر صادرات نفت، قصد دارد با جمع‌آوری سرمایه‌های خرد وضعیت را مدیریت کند. این دیدگاه با این فرض کامل می‌شود که در بازار سرمایه تهران حداقل ۱۰ ابر حباب وجود دارد که دیر یا زود می‎ترکند و منجر به کاهش ارزش سرمایه‎های سرمایه‎داران خرد می‎شوند. با این همه، همچنان نمی‎توان از هدف نهایی رونق بورس غافل ماند؛ اینکه رونق بورس می‎تواند به واحد‎های تولیدی که زیر فشار تحریم و کرونا کمر خم کرده‎اند، کمک کند.

بیات می‎گوید: ما می‎دانیم که واحد‎های تولید مشکل نقدینگی دارند و در سال‎های اخیر برای رفع این مشکل وام گرفته، اما وام با نرخ بهره بالا خود مشکلات را افزایش داده و واحد‎های تولیدی را در باتلاق بدهی گرفتار کرده است. همانطور که عنوان شد باید وابستگی واحد‎های تولیدی به نظام بانکی کم شود، اما وضعیت درباره بورس هم معلوم نیست.

او ادامه می‎دهد: در ماه‎های اخیر شاهد ابر عرضه‎هایی در بورس بودیم که یکی از آخرین و مهم‎ترین آنها عرضه سهام شستا بود. دیدیم که این عرضه به چه بحث‎هایی دامن زد و موافقان و مخالفان در برابر هم صف‎آرایی کردند. به دیده تردید نگریستن به رشد بورس، نشان می‎دهد که ساز‎و‎کار‎های شفاف و اطمینان‌آفرینی نیست. وقتی چنین نباشد، نمی‎توان به غایتی که برای بورس در نظر گرفته شده، امید بست و گفت رشد بورس منجر به کاهش وابستگی تولید به نطام بانکی می‎شود.

این فعال کارگری عنوان می‎کند: یکی از عمده دلایل بی‌اعتمادی این است که کار‎ها دستورالعملی صورت می‎گیرد، یعنی دولت جای مشورت و نظرخواهی با شرکای اجتماعی، تصمیمی را می‎گیرد و عملیاتی می‎کند. بر فرض مثال درباره شستا که سرمایه‎ای بین نسلی است بدون در نظر گرفتن نظر صاحبان اصلی تامین اجتماعی، یعنی کارگران و بازنشستگان، عرضه صورت گرفت. ما معتقدیم مشورت با تشکل‎های کارگری و بازنشستگان ضرر که ندارد هیچ، به نفع دولت هم تمام می‎شود و اعتماد عمومی را تقویت می‎کند.

او ادامه می‎دهد: همچنین ما انتظار داشتیم در عرضه سهام شستا امتیازاتی به کارگران و بازنشستگان بدهند. هنوز هم برای این کار دیر نشده و این نوعی احترام و ادای دین به کارگران و بازنشستگان است.

بخش خصوصی می‌تواند بورس را به عنوان یک فرصت در نظر بگیرد و از این منبع برای تامین بخشی از نقدینگی خود استفاده کنند، چراکه در زمینه منابع بانکی هم محدودیت‌هایی وجود دارد و واحدهای تولیدی برای تامین نقدینگی نمی‌تواند همیشه وابسته به نظام بانکی باشند

بیات با بیان اینکه ما از هر تصمیمی که به رونق تولید بینجامد حمایت می‎کنیم و با هر تصمیمی که باعث ضربه زدن به تولید می‎شود، مخالفیم، عنوان می‎کند:‎ در بحث بورس بازی و خرید و فروش سهام باید یک نکته دیگر را هم در نظر داشت. بورس کاری تخصصی است و فعالیت در آن نیازمند آموزش است. اکنون که فصل رونق بورس است افراد به ویژه کارگران باید چنین چیزی را مد نظر داشته باشند و بی‌گدار به آب نزنند. به هر حال ما امیدواریم این دیدگاه خوش‎بینانه که رونق بورس مشکل نقدینگی واحد‎های تولیدی را رفع می‎کند و باعث کاهش وابستگی تولید به نظام بانکی می‎شود، محقق شود و کارگران که در سال‎های اخیر مدام سایه بیکاری و تعدیل نیرو را بالای سر خودشان حس کرده‎اند، منتفع شوند.

رشد بورس؛ نعمت یا نقمت

هر وضعیتی در خود فرصت‎ها و تهدید‎هایی دارد و اینکه نهایتا برخی اتفاقات منجر به گشایش‎های اقتصادی شود یا برعکس رکود و ورشکستگی را به دنبال داشته باشد، بستگی به تصمیماتی دارد که گرفته می‎شود. در حوزه‎های اقتصادی همیشه پای سوداگران و سودجویان وسط است. آنها در شرایط کنونی که بورس هر روز قله‎ای جدید را فتح می‎کند، در کمین نشسته‎اند و می‎خواهند در فرصت مناسب سهام سهام‎داران خرد را از آن خود کنند. دولت جای اینکه به بازیگر اصلی بورس تبدیل شده و ابرسهام‎دار شود، اکنون که بالاخره تصمیم به واگذاری دارایی‎هایش گرفته، باید نقش حمایت‎گر و ناظر را ایفا و از سهامداران در برابر سوداگران دفاع کند. به این صورت بازار سرمایه جایگاه واقعی خود را پیدا می‎کند و این چنین دور از ذهن نیست که رونق آن منجر به جهش تولید شود. هیچکس به اندازه کارگران از رونق تولید سود نمی‎برند. رونق تولید با خود امنیت شغلی و درآمد مکفی می‎آورد؛ آرزویی که سال‎هاست کارگران دارند.

نقدینگی بورس امنیت شغلی بهره بانکی حباب بورس رونق تولید تعدیل کارگران حباب بازار بورس رشد بورس رشد تاریخی رشد تاریخی بورس رکوردشکنی بورس وابستگی تولید به نظام بانکی بدهکاری واحد‎های تولیدی ورشکستگی واحد‎های تولیدی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر