کد خبر: 1062147 A

جلسات تبلیغاتی اما عاری از نتیجه؛این شاید خروجی دو جلسه رسانه ای شده شهاب الدین عزیزی خادم از زمان انتخابش به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال باشد.

به گزارش ایلنا، رئیس فدراسیون فوتبال که روز 10 اسفند  99 در یک انتخاب پرحاشیه وارد ساختمان سئول شد پس از اطلاع از ماجرای میزبانی به جای پیگیری موضوع در بستر فوتبال و طی مراحل مربوط به دیدار با رئیس فیفا و رئیس کنفدراسیون فوتبال آسیا،به دیدار محمد جواد ظریف رفت تا عکس جلسه اگرچه ساعاتی نقل محافل شود اما هنوز پس از گذشت بیش از یک ماه این پرسش باقی مانده که خروجی این جلسه چه بوده است؟

آیا ظریف به اینفانتینو نامه زد؟

آیا وزیر امورخارجه باب گفت و گو را با شیخ سلمان و مسولان کنفدراسیون فوتبال آسیا باز کرد؟

واقعا در پی این جلسه چه ثمری برای فوتبال ما پدید آمد؟

مگر در متن خبر فدراسیون نیامده بود که وزیر امور خارجه قول پیگیری ماجرا را داده ؟(راستی اگر اینطور بود مرد اول دیپلماسی کشور حداقل در یک ماه اخیر نمی توانست به آن اشاره کند؟)چرا کسی پیگیر قول ظریف نمی شود؟

ایام به سرعت گذشت و در بیست و سومین روز نخستین ماه سال،خبر عجیب دیگری این بار از دیدار رئیس فدراسیون و هیات رئیسه با مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران منتشر شد.

صرف نظر از انتقادات صورت گرفته از این دیدار،یک نکته مهم هم در این باره قابل تامل است.

اینکه لشکرکشی مدیران فدراسیون روز گذشته به جایی بوده که یک بار فوتبال ملی را دچار مشکل جدی کرده بود.

ماجرا از این قرار است که شرکت ملی صنایع مس ایران در پی مذاکراتی که در سال 98 میان مهدی تاج و  دکتر محمود اسلامیان،رئیس و عضو وقت هیات رئیسه فدراسیون فوتبال با سعد محمدی مدیرعامل مس انجام گرفته بود قرار بود به دلیل تشدید تحریم های ظالمانه و همچنین بلوکه شدن پول ایران در فیفا تامین ارزی قرارداد سرمربی وقت تیم ملی را به شکل استقراض از سوی شرکت های زیر مجموعه انجام دهد که پس از ماهها به رغم دستورات مقامات عالی اجرایی کشور چنین بحثی محقق نشد.

مطابق پیگیری‌های خبرنگار ایلنا، در آن روزها ویلموتس در آغازین روزهای عقد قراردادش با فدراسیون در دو نوبت جلساتی با نمایندگان شرکت واسطه وابسته جهت دریافت پول خود داشت اما در کمال تعجب این موضوع سه ماه به طول انجامید و در نهایت هم به رغم وعده های مکرر عملیاتی نشد.

در واقع نامه نگاری های پی در پی میان معاون اول رئیس جمهور،وزیر ورزش و جوانان،وزیر صمت و البته فدراسیون فوتبال با شرکت صنایع مس در آن مقطع بارها و بارها صورت گرفت اما خروجی ماجرا این بود که هر بار به مرد بلژیکی وعده جدیدی داده شود که در هفته بعد پرداختی صورت می گیرد(که آن هفته هرگز نیامد)و در نهایت در مهر 98 کل موضوع پرداخت منتفی شد.

اتفاقی که بی شک نقش مهمی در تیره و تار شدن روابط ویلموتس با فدراسیون فوتبال داشت و او در لایحه خود هم به این اشاره کرده بود که فدراسیون فوتبال ایران در پرداخت تعهدات خود بدقولی کرده که دقیقا منظور او همین اتفاق بود.

شاید اگر همان روزهای نخست مشخص می شد که قرار نیست پرداخت ارزی از سوی شرکت های زیر مجموعه مس صورت بگیرد،این امکان برای پرداخت تهدات به ویلموتس از محل دیگری فراهم می شد و آنگاه ماجراهای بعدی شکل نمی گرفت.

پرسش اما این است صرف نظر از دیدار تشریفاتی مدیران فدراسیون با سعد محمدی اساسا برگزاری نشست با شرکتی که در یک مقطع حساس و کلیدی دست فوتبال ملی را در پوست گردو گذاشت،چه ضرورت و عایدی داشته است؟

شاید بد نباشد رئیس فدراسیون فوتبال که دیگر واژه جدید از پیشوند عنوانش حذف شده یک بار به دقت اطرافش را بررسی کند و ببیند در این روزها که به سرعت او را به دومین ماه حضورش در فدراسیون نزدیک می کنند،برای فوتبال چه کرده است؟

آقای شهاب الدین!داری اشتباه می‌زنی،داداش!

فدراسیون فوتبال شهاب الدین عریزی خادم
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر