کد خبر: 803008 A

اولین جلسه رسیدگی به اتهامات ۸ متهم دایر بر اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان‌در شعبه اول دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی موحد برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، در آغاز اولین جلسه رسیدگی به اتهامات ۸ متهم ارزی، قاضی موحد گفت: این جلسه جهت رسیدگی به اتهامات ایوب استادکریمی و مرتبطان ایشان تشکیل شده و جلسه دادگاه نیز با حضور نماینده دادستان، متهمان و وکلای مدافع متهمان رسمی و علنی است.

در ادامه جلسه دادگاه قاضی موحد از نماینده دادستان خواست که جهت قرائت کیفرخواست در جایگاه قرار بگیرد.

نماینده دادستان کیفرخواست متهمان را به شرح زیر قرائت کرد:

۱- ایوب استادکریمی متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۳۰۰ میلیارد تومان

۲- ولی حاجی‌پور متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۲۸ میلیون یورو

۳- راژان حاجی‌پور متهم است به معاونت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۱۲۶ میلیون یورو

۴- امیر موسیی متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۲۵ میلیون یورو

۵- نوروز سبحان متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۲۵ میلیون یورو

۶- داریوش شجاع‌فر متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۲۱ میلیون یورو که فعلا متواری است.

۷- وحید فراهانی متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۹ میلیون یورو که فعلا متواری است.

۸- مهدی اشرفی متهم است به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه ای و سازمان یافته در حد کلان به میزان ۹۵ هزار دلار

در ادامه جلسه دادگاه نماینده دادستان به اقدامات مجرمانه متهمان از طریق واتساپ و تلگرام اشاره کرد و گفت:  متهمان همگی اهل منطقه ماکو آذربایجان هستند که اقدام به قاچاق ارز بین ایران و ترکیه می کردند.

وی اظهار داشت: پس از اینکه راژان حاجی پور، ولی حاجی پور، امیر موسیی و نوروز سبحان دستگیر شدند، دلارهای دسته بندی شده از محل فعالیت عبدالرضا کاظمیان کشف و ضبط شد.

نماینده دادستان تصریح کرد: عبدالرضا کاظمیان به وسیله شبکه قاچاق ارز ۲۵۰ هزار یورو از ترکیه وارد کشور کرده است، بلافاصله دفتر او در تهران شناسایی شد اما آن محل را خالی کرده بود.

وی ادامه داد: کاظمیان این ارزها را بین دلالان غیر مجاز و صرافان غیر مجاز توزیع می کرده است.

نماینده دادستان اظهار کرد: شبکه قاچاق حسین حاجی پور سرمایه خود را به صورت دلار و یورو در خارج از کشور حفظ می‌کرد و سود قابل توجهی برای خود به دست می‌آورد که باعث شد این روند از سوی این شبکه روز به روز افزایش یابد و موجب رونق قاچاق ارز در سبزه میدان و بازار‌های تهران شود.

وی با اشاره به متهم راژان حاجی‌پور گفت: وی یکی از عوامل قاچاق ارز است که در دفتر تهران مستقر بوده و اقدام به جا به جایی دلار و یورو می‌کرده است و بعد از لو رفتن سایر متهمین متواری می‌شود.

نماینده دادستان ادامه داد: پس از شناسایی شبکه فساد حسین حاجی پور در ماکو، راژان حاجی پور از کشور متواری می‌شود و چند ماهی در ترکیه اقامت و سپس به صورت غیر قانونی وارد کشور می‌شود و پس از اینکه پرونده حسین حاجی پور مورد رسیدگی قرار می‌گیرد و حکم او صادر می‌شود متهمین به خیال اینکه پرونده بسته شده است مجددا به محل فعالیت خود مراجعه می‌کنند و پلیس آگاهی آن‌ها را شناسایی می‌کند.

وی افزود: اعضای این شبکه با پرداخت رشوه قصد فرار داشتند که با هوشیاری پلیس آگاهی شناسایی و دستگیر می‌شوند.

نماینده دادستان به متهم ایوب استاد کریمی معروف به آتاکان اشاره کرد و گفت: وی اهل تبریز است در سال‌های ۹۱ و ۹۲ توسط وزارت اطلاعات شناسایی و دستگیر می‌شود و پرونده او در آذربایجان شرقی تشکیل می‌گردد.

وی اظهار کرد: متهم استاد کریمی یکی از عوامل رضا ضراب بود که در جریان پالت‌های دلار و یورو فعالیت داشت. او از افراد خود در ایران مثل عبدالرضا کاظمیانی استفاده می‌کرد.

نماینده دادستان بیان کرد: این شبکه قاچاق بین المللی از فضای اقتصادی و تحریم‌ها استفاده و نفوذ کرده بودند و منابع ارزی را با تعرفه دولتی در اختیار خود می‌گرفتند و با ایجاد شرکت‌های کاغذی در خارج به عنوان شرکت‌های وارد کننده کالا‌های اساسی به ایران و همچنین ایجاد شرکت ساختگی در ایران اقدام به ثبت سفارش کالا‌های اساسی برای واردات به کشور می‌کردند. به عبارتی هم فروشنده و هم خریدار کالا‌های خارجی یک نفر بود و آن‌ها از منابع ارزی کشور در این راه استفاده می‌کردند.

وی افزود: یکی از عوامل این شبکه فساد ارزی ایوب استاد کریمی معروف به آتاکان است که در ترکیه مستقر است و با استفاده از عوامل خود مثل عبدالرضا کاظمیانی اقدام به فروش ارز‌های دولتی می‌کرد.

در ادامه جلسه دادگاه باقری نماینده دادستان در قرائت جزئیات اقدامات مجرمانه متهم وحید فراهانی گفت: وحید فراهانی یکی از قاچاقچیان حرفه‌ای بازار ارز است که مراوده سنگینی هم با کاظمیان داشته است. در جریان کشف‌ها مشخص شد که مبلغ ۲۳۰ هزار یورو و همچنین مبلغ ۵۰ هزار دلار متعلق به این متهم بوده است.

نماینده دادستان ادامه داد: بعد از متواری شدن و در جریان تحقیقات مشخص شد که وزارت اطلاعات گفته ارزهایی که کشف شده مربوط به ما است. همچنین گفته ۳۱۳ هزار یوریی که بازرسان گفته‌اند متعلق به فراهانی بوده، متعلق به وزارت اطلاعات است.

این مقام قضایی تصریح کرد: وحید فراهانی به کاظمیان کمک کرده که بتواند از زندان آزاد شود. فراهانی برای ادامه فعالیت خودش منابع را برعهده می‌گرفته که بتواند در خارج از کشور اینها را جابه‌جا کند ولی در کنار این کار به قاچاق ارز هم می‌پرداخت.

قاضی موحد در این هنگام خطاب به نماینده دادستان گفت: ادعای ارتباط فراهانی با وزارت اطلاعات ثابت نشده است.

در ادامه جلسه دادگاه راژان حاجی‌پور به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت و پس از معرفی خود در پاسخ به این سوال قاضی که شغل تو چیست، گفت: درس می‌خوانم.

قاضی موحد از او پرسید: دانشجو هستی؟

متهم پاسخ داد: خیر، محصل هستم.

رئیس دادگاه با قرائت اتهامات این متهم از او خواست که از خود دفاع کند.

متهم پاسخ داد: من درس می‌خوانم. از چیزی خبر ندارم.

رئیس دادگاه گفت: واضح‌تر صحبت کن.

حاجی‌پور گفت: فارسی‌ام خوب نیست.

قاضی گفت: فارسی‌ات خوب است.

متهم ادامه داد: من این کارها را نمی‌کردم. درس می‌خواندم. روزی پدرم را در خانه گرفتند و به من گفتند تو هم هستی ولی من درس می‌خوانم. روزی عمویم حسن حاجی‌پور به من گفت دنبال تو هم هستند و من به آگاهی شاپور رفتم که ببینم برای چه دنبال من هستند که در آنجا به من دستبند زدند و سه ماه هم دستگیر بودم.

قاضی موحد گفت: در زمان دستگیری ۲۵۰ هزار یورو از شما کشف شده است.

متهم پاسخ داد: من به اینجا آمده بودم و خانه خواهرم بودم.

رئیس دادگاه گفت: چرا بعد از اینکه کاظمیان دستگیر شد فرار کردی؟

حاجی‌پور گفت: من فرار نکردم بلکه به استانبول برای تفریح رفته بودم.

قاضی از او پرسید: قبلا هم به استانبول رفته بودی؟ و اگر رفته بودی چند بار؟

این متهم پاسخ داد: بله، دو یا سه بار دیگر به استانبول رفته بودم و برای گردش به آنجا می‌رفتم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسیده بود برای این سفرها از کجا پول می‌آوردی و یک محصل به این میزان پول ندارد، گفت: ما خانوادگی می‌رفتیم.

قاضی پرسید: در کدام شهر ساکن هستید و در تهران چکار می‌کردی؟

متهم پاسخ داد: ما ساکن ماکو هستیم و به کرج نزد خواهرم رفته بودم و در تهران در شرکت پدرم کار می‌کردم.

قاضی موحد گفت: گزارش ماموران نشان می‌دهد که شما فرار کرده‌اید. آیا ماموران با شما دشمنی دارند؟ چه مدت در استانبول بودید؟

حاجی‌پور گفت: یک ماه در استانبول بودم و در هتل ماندم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسید چه زمانی به ترکیه رفتی، گفت: یادم نمی‌آید چه زمانی بود.

رئیس دادگاه گفت: ایام تحصیل یا اینکه تعطیلات بود؟

متهم پاسخ داد: مدرسه‌ها تعطیل بودند.

قاضی موحد گفت: آیا سکه هم خرید و فروش می‌کردید؟ به چه کسی ۱۵ سکه دادید؟

این متهم پاسخ داد: خرید و فروش سکه نمی‌کردم و از کسی سکه نگرفتم و به کسی هم سکه ندادم.

رئیس دادگاه اظهار داشت: شما ۱۵ سکه دادید که دستگیرت نکنند. یعنی رشوه دادی. آیا یادت داده‌اند که حقیقت را نگویی یا خودت تصمیم گرفتی حقیقت را بیان نکنی؟ شما ۱۰۰ هزار دلار به صرافی کاظمیان داده‌ای. چه کسی این را به تو داده بود که به او بدهی؟

حاجی‌پور گفت: ‌من این کار را نمی‌کردم و درس می‌خواندم.

قاضی موحد گفت: آیا سال آخر قبول شدی؟ مدرسه نمی‌رفتی و خیلی غیبت داری! چرا غایب بودی؟ کجا بودی که سر کلاس حاضر نمی‌شدی؟

متهم پاسخ داد: می‌رفتم.

رئیس دادگاه گفت: اگر محصل هستی در تهران چکار می‌کردی؟ تو یک دستگاه پول داشتی که هنگام دستگیری مادرت آن را به حیاط همسایه پرت کرده است. چرا این کار را کرده؟

متهم گفت: نمی‌دانم. از هیچ چیز خبر ندارم.

رئیس دادگاه در این هنگام خطاب به متهم گفت: اتهام شما را معاونت در نظر گرفته‌اند که دادگاه این را قبول ندارد. این عنوان اتهامی را بر اساس قانون تغییر می‌دهیم تا خودت و وکیلت برای جلسه بعد آمادگی پیدا کنید. در نتیجه اتهام از معاونت به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور تصحیح می‌شود و تغییر پیدا می‌کند.

در ادامه جلسه دادگاه راژان حاجی‌پور به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت و پس از معرفی خود در پاسخ به این سوال قاضی که شغل تو چیست، گفت: درس می‌خوانم.

قاضی موحد از او پرسید: دانشجو هستی؟

متهم پاسخ داد: خیر، محصل هستم.

رئیس دادگاه با قرائت اتهامات این متهم از او خواست که از خود دفاع کند.

متهم پاسخ داد: من درس می‌خوانم. از چیزی خبر ندارم.

رئیس دادگاه گفت: واضح‌تر صحبت کن.

حاجی‌پور گفت: فارسی‌ام خوب نیست.

قاضی گفت: فارسی‌ات خوب است.

متهم ادامه داد: من این کارها را نمی‌کردم. درس می‌خواندم. روزی پدرم را در خانه گرفتند و به من گفتند تو هم هستی ولی من درس می‌خوانم. روزی عمویم حسن حاجی‌پور به من گفت دنبال تو هم هستند و من به آگاهی شاپور رفتم که ببینم برای چه دنبال من هستند که در آنجا به من دستبند زدند و سه ماه هم دستگیر بودم.

قاضی موحد گفت: در زمان دستگیری ۲۵۰ هزار یورو از شما کشف شده است.

متهم پاسخ داد: من به اینجا آمده بودم و خانه خواهرم بودم.

رئیس دادگاه گفت: چرا بعد از اینکه کاظمیان دستگیر شد فرار کردی؟

حاجی‌پور گفت: من فرار نکردم بلکه به استانبول برای تفریح رفته بودم.

قاضی از او پرسید: قبلا هم به استانبول رفته بودی؟ و اگر رفته بودی چند بار؟

این متهم پاسخ داد: بله، دو یا سه بار دیگر به استانبول رفته بودم و برای گردش به آنجا می‌رفتم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسیده بود برای این سفرها از کجا پول می‌آوردی و یک محصل به این میزان پول ندارد، گفت: ما خانوادگی می‌رفتیم.

قاضی پرسید: در کدام شهر ساکن هستید و در تهران چکار می‌کردی؟

متهم پاسخ داد: ما ساکن ماکو هستیم و به کرج نزد خواهرم رفته بودم و در تهران در شرکت پدرم کار می‌کردم.

قاضی موحد گفت: گزارش مامورین نشان می‌دهد که شما فرار کرده‌اید. آیا ماموران با شما دشمنی دارند؟ چه مدت در استانبول بودید؟

حاجی‌پور گفت: یک ماه در استانبول بودم و در هتل ماندم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسید چه زمانی به ترکیه رفتی، گفت: یادم نمی‌آید چه زمانی بود.

رئیس دادگاه گفت: ایام تحصیل یا اینکه تعطیلات بود؟

متهم پاسخ داد: مدرسه‌ها تعطیل بودند.

قاضی موحد گفت: آیا سکه هم خرید و فروش می‌کردید؟ به چه کسی ۱۵ سکه دادید؟

این متهم پاسخ داد: خرید و فروش سکه نمی‌کردم و از کسی سکه نگرفتم و به کسی هم سکه ندادم.

رئیس دادگاه اظهار داشت: شما ۱۵ سکه دادید که دستگیرت نکنند. یعنی رشوه دادی. آیا یادت داده‌اند که حقیقت را نگویی یا خودت تصمیم گرفتی حقیقت را بیان نکنی؟ شما ۱۰۰ هزار دلار به صرافی کاظمیان داده‌ای. چه کسی این را به تو داده بود که به او بدهی؟

حاجی‌پور گفت: ‌من این کار را نمی‌کردم و درس می‌خواندم.

قاضی موحد گفت: آیا سال آخر قبول شدی؟ مدرسه نمی‌رفتی و خیلی غیبت داری! چرا غایب بودی؟ کجا بودی که سر کلاس حاضر نمی‌شدی؟

متهم پاسخ داد: می‌رفتم.

رئیس دادگاه گفت: اگر محصل هستی در تهران چکار می‌کردی؟ تو یک دستگاه پول داشتی که هنگام دستگیری مادرت آن را به حیاط همسایه پرت کرده است. چرا این کار را کرده؟

متهم گفت: نمی‌دانم. از هیچ چیز خبر ندارم.

رئیس دادگاه در این هنگام خطاب به متهم گفت: اتهام شما را معاونت در نظر گرفته‌اند که دادگاه این را قبول ندارد. این عنوان اتهامی را بر اساس قانون تغییر می‌دهیم تا خودت و وکیلت برای جلسه بعد آمادگی پیدا کنید. در نتیجه اتهام از معاونت به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور تصحیح می‌شود و تغییر پیدا می‌کند.

در ادامه جلسه دادگاه راژان حاجی‌پور به دستور قاضی در جایگاه قرار گرفت و پس از معرفی خود در پاسخ به این سوال قاضی که شغل تو چیست، گفت: درس می‌خوانم.

قاضی موحد از او پرسید: دانشجو هستی؟

متهم پاسخ داد: خیر، محصل هستم.

رئیس دادگاه با قرائت اتهامات این متهم از او خواست که از خود دفاع کند.

متهم پاسخ داد: من درس می‌خوانم. از چیزی خبر ندارم.

رئیس دادگاه گفت: واضح‌تر صحبت کن.

حاجی‌پور گفت: فارسی‌ام خوب نیست.

قاضی گفت: فارسی‌ات خوب است.

متهم ادامه داد: من این کارها را نمی‌کردم. درس می‌خواندم. روزی پدرم را در خانه گرفتند و به من گفتند تو هم هستی ولی من درس می‌خوانم. روزی عمویم حسن حاجی‌پور به من گفت دنبال تو هم هستند و من به آگاهی شاپور رفتم که ببینم برای چه دنبال من هستند که در آنجا به من دستبند زدند و سه ماه هم دستگیر بودم.

قاضی موحد گفت: در زمان دستگیری ۲۵۰ هزار یورو از شما کشف شده است.

متهم پاسخ داد: من به اینجا آمده بودم و خانه خواهرم بودم.

رئیس دادگاه گفت: چرا بعد از اینکه کاظمیان دستگیر شد فرار کردی؟

حاجی‌پور گفت: من فرار نکردم بلکه به استانبول برای تفریح رفته بودم.

قاضی از او پرسید: قبلا هم به استانبول رفته بودی؟ و اگر رفته بودی چند بار؟

این متهم پاسخ داد: بله، دو یا سه بار دیگر به استانبول رفته بودم و برای گردش به آنجا می‌رفتم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسیده بود برای این سفرها از کجا پول می‌آوردی و یک محصل به این میزان پول ندارد، گفت: ما خانوادگی می‌رفتیم.

قاضی پرسید: در کدام شهر ساکن هستید و در تهران چکار می‌کردی؟

متهم پاسخ داد: ما ساکن ماکو هستیم و به کرج نزد خواهرم رفته بودم و در تهران در شرکت پدرم کار می‌کردم.

قاضی موحد گفت: گزارش مامورین نشان می‌دهد که شما فرار کرده‌اید. آیا ماموران با شما دشمنی دارند؟ چه مدت در استانبول بودید؟

حاجی‌پور گفت: یک ماه در استانبول بودم و در هتل ماندم.

وی در پاسخ به سوال قاضی که از او پرسید چه زمانی به ترکیه رفتی، گفت: یادم نمی‌آید چه زمانی بود.

رئیس دادگاه گفت: ایام تحصیل یا اینکه تعطیلات بود؟

متهم پاسخ داد: مدرسه‌ها تعطیل بودند.

قاضی موحد گفت: آیا سکه هم خرید و فروش می‌کردید؟ به چه کسی ۱۵ سکه دادید؟

این متهم پاسخ داد: خرید و فروش سکه نمی‌کردم و از کسی سکه نگرفتم و به کسی هم سکه ندادم.

رئیس دادگاه اظهار داشت: شما ۱۵ سکه دادید که دستگیرت نکنند. یعنی رشوه دادی. آیا یادت داده‌اند که حقیقت را نگویی یا خودت تصمیم گرفتی حقیقت را بیان نکنی؟ شما ۱۰۰ هزار دلار به صرافی کاظمیان داده‌ای. چه کسی این را به تو داده بود که به او بدهی؟

حاجی‌پور گفت: ‌من این کار را نمی‌کردم و درس می‌خواندم.

قاضی موحد گفت: آیا سال آخر قبول شدی؟ مدرسه نمی‌رفتی و خیلی غیبت داری! چرا غایب بودی؟ کجا بودی که سر کلاس حاضر نمی‌شدی؟

متهم پاسخ داد: می‌رفتم.

رئیس دادگاه گفت: اگر محصل هستی در تهران چکار می‌کردی؟ تو یک دستگاه پول داشتی که هنگام دستگیری مادرت آن را به حیاط همسایه پرت کرده است. چرا این کار را کرده؟

متهم گفت: نمی‌دانم. از هیچ چیز خبر ندارم.

رئیس دادگاه در این هنگام خطاب به متهم گفت: اتهام شما را معاونت در نظر گرفته‌اند که دادگاه این را قبول ندارد. این عنوان اتهامی را بر اساس قانون تغییر می‌دهیم تا خودت و وکیلت برای جلسه بعد آمادگی پیدا کنید. در نتیجه اتهام از معاونت به مشارکت در اخلال در نظام ارزی و پولی کشور تصحیح می‌شود و تغییر پیدا می‌کند.

دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر