کد خبر: 1057337 A

تجربه اول

سلام خدمت همه ی دوستان عزیز، من دختری ۲۹ ساله یک شفا یافته از کرونا هستم

باید بگم روزهای خیلی سختی را گذراندم و این سختی بیشتر ناشی از فشار روانی بود.

چون یک ویروس در اندازه نانو وارد بدن من شده و بدنم در حال جنگ با آن بود. تصور اینکه بدنم نتواند پیروز شود و در این جدال شکست بخورد بسیار تلخ و سنگین بود. خب اول از علایم جسمی خودم می گویم و سپس تجربیاتم در کمک به سیستم ایمنی بدن.

علائم کرونا در من با کمر درد بسیار وحشتناک و سردرد آغاز شد.  که این علایم حدود یک هفته طول کشید و سپس با مصرف انواع مسکن خیلی کمتر شد. بعد از حدود یک هفته، دردی خفیف را در ناحیه دستم احساس می کردم.سرفه های خشک نیز شروع شده بودند. بعد از گذشت سه شب؛ احساس می کردم کسی محکم به قفسه ی سینه ام می کوبد طوری که دو بار از خواب بیدار شدم. این حادثه سبب شد ترس وجودم را فراگیرد.خلاصه آنکه به دکتر مراجعه کردم روی تخت بیمارستانی خوابیدم و بعد از سی تی اسکن ریه دکتر تایید کرد من مبتلا به کرونا شدم و حدود بیست و پنج درصد ریه ام درگیر شده بود. درمان سریع آغاز شد. حال من در طول دوره ی درمان طوری بود که صحبت کردن برایم بسیار سخت و نفس گیر شده بود و اگر زمان طولانی بی خوابی می کشیدم یا اندکی راه می رفتم سرفه هایم به شدت افزایش می یافت و دچار تنگی نفس می شدم. بعد از حدود دو هفته مراقبت کامل، سرفه ها کمتر شد و پس از سی تی اسکن دوم درصد عفونت ریه به طور باور نکردنی کاهش یافته بود.

من در دوره ی درمان دارو هایی که دکتر تجویز کرده بود را دقیق و سر وقت استفاده می کردم و به غیر از آن هر روز صبح شربت عسل و آبلیمو می خوردم. سیر خام و شیر بادام خوراک روزانه من شده بود. همچین پودری از داروخانه تهیه کرده بودم به نام روتارین که به بهبود سیستم تتفسی کمک میکرد. مصرف غذاهای مقوی همچون آبگوشت را هم زیاد کردم. گوجه ی کبابی هم اکثر روزها میخوردم. به توصیه برخی دوستان، از مصرف لبنیات نیز خوددادری کردم(گویا برای این بیماری مناسب نیست-این را مطمیٔن نیستم)

لازم به ذکر است پس از بهبودی کامل همچنان ضعف بدنی نسبتا زیادی را احساس میکنم که با خوردن میوه ها و سبزیجات تازه و برخی مکمل ها سعی در جبران آن دارم.

تجربه دوم

جمعه ساعت ۸ صبح از خواب بیدار شدم و ‌دیدم همسرم‌ کنارم نیست، با تعجب از رختخواب بیرون اومدم و‌رفتم ‌تو سالن که دیدم همسرم با ماسک و شیلد نشسته تو سالن و تا منو دید گفت "نزدیکتر ‌نیا فک‌ کنم کرونا گرفتم"

ازش پرسیدم‌ مگه علائم داری ؟ گفت احساس می کنم تب دارم . خودش با آزمایشگاه هماهنگ کرده بود که بیان تست PCR و آنتی بادی از هردومون بگیرن.

شنبه سر کار نرفتیم تا جواب تست بیاد. سعی کردیم تا جایی که میشه وسایلمون رو از هم جدا کنیم ، حتی سرویس بهداشتی .

شنبه بعد از ظهر جواب تست ها آمد . هر دو ما جواب تستمان مثبت بود، من بدون هیچ‌علائمی کرونا داشتم !

همسرم از همون جمعه تب بالایی داشت و بدنش درد میکرد ، و از اون بدتر سردردی داشت که با مسکن آروم نمیشد.

یکشنبه صبح من با تب خفیف از خواب بیدار شدم ، و فهمیدم‌که تازه علائم دارن خودشون‌رو نشون میدن ، بدنم درد میکرد به قدری که نمیتونستم بدون کمک از رو تخت بلند بشم،

علائم ادامه پیدا کرد تا ۴-۵ روز و از همه بدتر سردردی بود که اصلا آروم‌نمیشد. خوشبختانه ما ریه هامون اصلا درگیر نشد.

توی کل این مدت مرتب سوپ میخوردیم و من روی تخت ماساژ خوابیده بودم. حس بویایی و چشاییمون رو از دست داده بودیم و خب باعث میشد اشتهای غذا خوردن نداشته باشیم ، اما هر جور شده سعی میکردیم خودمون رو تقویت کنیم . ویتامین سی ، آبجوش با آبلیمو عسل ، دمنوش، و پرتقال و لیمو خیلی خوردیم ، ۱۴ روز کامل تو خونه قرنطینه بودیم و بعد از ۱۴ روز تست دادیم ‌که خوشبختانه جواب تست هر دومون منفی شد.

همسرم حس بویایی و چشاییش توی همون دو هفته برگشت ، ولی من یک‌ماه طول کشید ، هنوز هم بویاییم کامل برنگشته و همش یه بوی خاصی حس می کنم.

 

 

تجربه سوم

 

۲ روز متوالی احساس سردرد شدیدی داشتم که با مسکن ( استامینوفن کدئین) خوب نمیشد. از روز سوم دست ها و پاهایم دردشون شروع شد و بعد از اون اشتهایم کم و کمتر شد. اولش به کرونا شک داشتم چون اصلا سرفه نمیکردم اما با مراجعه به دکتر، گفتن که تعدادی از افراد ممکنه ریه اشون درگیر نشه و سایر علائم رو داشته باشند. تقریبا یک هفته درگیر این بیماری بودم و بدن دردم در حدی بود که به سختی میتونستم از جام بلند بشم. همراه با مصرف داروهایی که تجویز شده بود با وجود کم بودن اشتها اما مصرف ویتامین و آبمیوه و سوپ و مایعات رو ادامه دادم تا خوشبختانه علائم کم و کمتر شدند.

اول از همه سردردم قطع شد و بعد از اون بدن دردم کمتر شد. در مورد تست هم دکتر تشخیص دادن که نیازی به تست نیست چون حتی جواب pcr ممکنه به اشتباه منفی باشه و گفتن ترجیحا تمام عوامل سرماخوردگی رو کرونا فرض کنیم و برای ارتباط با سایرین نکات بهداشتی رعایت بشه. که خب من در یک اتاق بودم و برای خروج از اتاق دو تا ماسک میزدم.

تجربه چهارم

کرونا برای من اولش با گلو درد و عطسه شروع شد و بعدش سریع تب کردم و خیلی بی حال شدم روز بعدش هم حس بویایی و چشایی را از دست دادم و توهم بویایی داشتم مثلا بوی چوب سوخته یا فاضلاب حس میکردم ولی حالم خوب بود تقریبا ولی از روز دوم بدن درد شدید گرفتم و مجاری تنفسیم خیلی ورم کرد در حدی که قرص نمیتونستم بخورم خیلی احساس ضعف داشتم و دو سه روز بعدشو از بس همش بی حال بودم و خواب بودم درست یادم نمیاد بدن دردم هرچی میگذشت بدتر میشد انگار که کتک خورده باشه تمام بدنم و تو این چند روز سردردم داشتم همش و حتی چربی خونمم خیلی بالا رفت هنوزم حس بویاییم برنگشته کامل و توهم بویایی ام دارم.

کرونا تجربه کرونا
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر