کد خبر: 1040303 A

اپیزود 8 از سریال جذاب و تماشایی ملکه گدایان به مرحله پخش رسیده است. در این پست شیوه های دانلود قسمت هشتم سریال ملکه گدایان را در کنار دانلود قسمت چهارم خوب بد جلف رادیواکتیو، قسمت چهارم سریال سیاوش و همین طور قسمت دهم سریال قورباغه را برای استفاده کاربران گرامی مهیا کرده‌ایم.

ملکه گدایان از آن دسته از سریال هایی بود که کم کم و با حوصله مخاطبین را درگیر خود کرده است. تا اندازه ای که اینک با گذشت 8 هفته، داستان به مرز پختگی و جاافتادگی رسیده است و به نظر می رسد که هر بار هواداران خود را به گونه قابل توجهی افزایش می دهد. همینک باید شاهد پخش قسمت هشتم سریال ملکه گدایان در سایت کول دانلود باشیم.

جهت دانلود قسمت 8 سریال ملکه گدایان بر روی لینک زیر:

قسمت هشتم ملکه گدایان

و دانلود همه قسمت های این سریال به این لینک مراجعه کنید:

دانلود سریال ملکه گدایان

 

در قسمت پیشین ملکه گدایان چه خبر بود؟

در فلش بک های مرسوم آغازین و پیش از تیتراژ سریال، شاهد روزی هستیم که تقریبا در یک سال پیش، البرز در آزمایشگاهی که در هامبورگ در اختیارش گذاشته اند در طی آزمایش های خود به فرمول پیچیده و بزرگی می رسد که با آن می توان چندین بیماری لاعلاج کنونی را درمان کرد و البته از آن سو نیز سواستفاده گران می توانند مواد مخدر قوی تر و مخرب تری را تولید کنند. دکترها و متخصص های هامبوگ چشم به تلاش ها و آزمایش های البرز دوخته اند و بسیار به او امیدوارند تا با کشف فرمول این داروی خاص، جهشی در علم پزشکی رخ دهد. در سکانس بعدی که در زمان حال نیز می گذرد، سهیل به همراه البرز به مرکز خیریه رفته اند تا غذای مورد نیاز مفت آباد را تحویل بگیرند اما آریا به خاطر عدم حضور افرا حاضر به انجام این کار نیست، سهیل ناچار می شود البرز را با نشان دادن کارت شناسایی برادر افرا جا بزند البرز در یک عمل انجام شده قرار می گیرد و مورد استقبال آریا. افرا با استایل جدید و با نوزادی که به کنر بسته است قدم در راه جدید گذاشته است. البرز به سهیل می گوید که برای دیدن پدرش در بیمارستان به کمکش احتیاج دارد، سهیل با یک نمایش شلوغ بازی حواس نگهبان بیمارستان را پرت می کند و همین لحظه البرز خود را به بالین پدر می رساند اما در کمال تعجب با خبر ترخیص خسرو خان توسط همسرش مواجه می شود! آریا به همراه مادرش در رستورانی در حال گفتگو هستند،آریا اصرار بر این دارد که مادر با حرف هایش باعث رنجش افرا شده است، گفتگویی که فقط حول محور افرا می چرخد در حال گذر است. بعد از این ها البرز سراسیمه به محل زندگیشان می رود اما آنجا تخلیه شده است‌. در همین حال که بچه های مفت آباد در گوشه گوشه خیابان برای غذا خوردن در پارکی جمع می شوند، البرز خود را به افرا رسانده و خبر نقل مکان خانواده اش را به او می دهد، افرا متوجه تغییر رفتار سهیل شده و کنجکاو که چرا این گونه رفتار می کند و البرز جریان برخوردشان با آریا را تعریف می‌ کند. پارسا با افرا تماس می گیرد،البرز با قاپیدن گوشی با پارسا شروع به بحث و جدل می کند،او را تهدید می‌کند که قید همه چیز را خواهد زد و پیش پلیس همه چیز را لو می دهد. پارسا در تماسی با جمله (خانم بمب سازمون داره خیلی خطرناک میشه باید زودتر جم و جورش کنیم،راستی مدل رندی اش خیلی شبیه شماست) این ذهنیت در بیننده قوت می گیرد که ملکه خورشید باشد. همزمان با این اتفاقات است که آریا که به همراه مادرش در رستوران مشغول صرف غذا هستند با صحنه ای هولناک روبرو می شود، افرا را می بیند به همراه بچه های کار و بچه ای که به دوش دارد و در حال گدایی کردن است. صحنه چشم در چشم شدنشان واقعا هولناک و غیر منتظره بود، افرا پا به فرار می گذارد با تعقیب و گریزشان در بن بستی افرا گیر می افتد و در جواب یک عالمه سوال آریا فقط می تواند با بغض بگوید بی خیال. البرز به دیدن سارا رفته است، سارایی که مواد مصرف می کند، البرز سعی دارد با تمارض به این که سیگار و مواد مصرف می ‌کند به دنیایش نزدیک شده بلکه بتواند از طریق سارا آدرس خانواده اش را پیدا کند. آریا از دست مادرش ناراحت است که از عمد او را به رستورانی برده است که افرا سر همان چهارراه مشغول گدایی بوده است، پس این طور به نظر می رسد مادر آریا از پیشینه افرا آگاه بود و با دانستن این موضوع از عمد آریا را در چنین موقعیتی قرار داده. در سکانسی شاهد گوشه ای از مشکلات بچه های کار هستیم، برخورد نادرست مردم با بچه ها و مزاحمان خیابانی که افرای پر از بغض و گریه را وادار به درگیری با آن ها می کند. داریوش به همراه پارسا در حال رفتن به محل زندگی سارا هستند، داریوش مدام سراغ آدرس را می گیرد و بی خبر از این که محل مورد نظر جایگاه سارا ست. پارسا با کنایه به سارا یادآور می‌شود که مصرف موادش بالا رفته. سارا قضیه آمدن البرز و مواد مصرف کردنش را به پارسا می‌دهد. پارسا مبهوت به سارا نگاه می کند. حال باید دید واقعا البرز قدم در راه اعتیاد گذاشته است یا نقشه و برنامه ای را در سر می پروراند. توالی های فزاینده ملکه گدایان هر قسمت در ذهن مخاطب بیشتر از پیش نیز می  شود و همچنان نمی توان پاسخ روشنی به این ابهامات داد. برای رسیدن به این دست از پرسش ها باید به ادامه داستان در قسمت هشتم ملکه گدایان نشست. شما چه فکری می کنید؟ حتما نظرات و فرضیه های خود را برای ما کامنت کنید!

حال باید دید که در قسمت 7 ملکه گدایان چه اتفاقاتی خواهد افتاد. در سطر های بالایی، لینک دانلود قسمت هفتم ملکه گدایان به همراه سایر قسمت های آن با 5 کیفیت گوناگون از سایت کول دانلود درج شد. شما را دعوت به تماشای این سریال جذاب و تماشایی می کنیم.

index

در حالی که سه هفته از پخش سریال خوب بد جلف رادیو اکتیو – Khub Bad Jelf می گذرد و بنابر آخرین گزارش های سایت کول دانلود CoolDl.Net تا این جا با استقبال شدید مخاطبین روبرو شده است؛ همینک به قسمت چهارم خود رسیده است. سریال کمدی و طنز خوب بد جلف به نویسندگی: مهراب قاسم خانی ، تهیه کنندگی: محسن چگینی و کارگردانی مشترک: پیمان قاسم خانی و محسن چگینی و با بازی آناهیتا درگاهی , امیر مهدی ژوله , پژمان جمشیدی , حامد کمیلی , سام درخشانی , گوهر خیراندیش , محمد بحرانی هر هفته در سایت کول دانلود در قالب 15 قسمت پخش می شود.

جهت دانلود قسمت 4 چهارم و همچنین دانلود سایر قسمت های این سریال به این لینک مراجعه کنید:

قسمت چهارم خوب بد جلف

در قسمت پیشین خوب بد جلف رادیواکتیو چه اتفاقاتی رخ داد؟

قسمت سوم سریال خوب بد جلف رادیواکتیو با ادامه و از سر گیری روند گروگانگیری سام و پژمان در قطار تهران-تبریز آغاز می شود. در صحنه هایی که گرجی در شرف کشتن پژمان است ولی به ناگانه، ارتباط اینترنتی وی با مادربزرگش به دلیل آنتن ندادن، قطع می شود و برای لحظاتی نمی تواند پژمان را به قتل برساند. چرا که باید حتما بابوشکا (مادر بزرگش) هم شاهد این انتقام گیری باشد. وی در این لحظه ساتورش را آماده کرده ولی فورا، ساسان (لیدر گردن کلفت پرسپولیسی ها از راه می رسد و ناجی او می شود. ساسان که به ادعای خودش تحصیل کرده و دارای فوق لیسانس برق از دانشگاه صنعتی شریف بوده است، به سیم های برق قطع شده ترمز اضطراری واگن قطارها شک کرده بوده و این ترتیب متوجه می شود که جان پژمان و سام در خطر است و به این دلیل بوده که در جهت رهایی آن ها اقدام می کند. وی در انتهایی قطار را باز کرده و با کشیدن ترمز دستی و کند کردن سرعت قطار، آن ها را از قطار به پایین می اندازد. پژمان و سام در جنگل های اطراف تبریز رها می شوند و به دنبال پیدا کردن راه نجات از جنگل هستند این بار. همزمان ولی فربد سرانجام به قطار می رسد و با تفتیش آن جا متوجه می شود که پژمان و سام آن جا نیستند. یکی از مسوولان قطار به وی می گوید که تمام مسافران قطار که از هواداران پرسپولیس بودند را به دلیل آشوب و دعوا و ایجاد بی نظمی در ایستگاه پیشین به اجبار پیاده کرده است. در همین حال است که آناهیتا درگاهی نیز موفق به هک کردن دوربین های مدار بسته ایستگاه های قطار می شود و به این ترتیب به این موضوع پی می برند که محموله (کیک زرد) در یکی از ون های نقره ای گذاشته شده و به سمت مرزهای خروجی کشور هدایت می شود. به همین خاطر فربد به دنبال آن ها می رود تا بتواند محموله را پس بگیرد. در همین حال تلاش های پژمان و سام برای بیرون رفتن از جنگل و رسیدن به شهر همچنان ادامه دارد و تا این لحظه راه به جایی نمی برد. وقتی که ون نقره ای مذکور که گرجی و چند تن دیگر از چچنی ها در آن هستند و در جهت خروج از کشور می روند، سروکله امیرمهدی ژوله از راه می رسد. او و افرادش که 3 روز قبل از زندان آزاد شده است، در ایجاد یک ایست بازرسی ساختگی، جلو آن ها را گرفته و با آن ها درگیر می شود. ولی این پایان ماجرا نیست. در همین لحظات است که فربد و افرادش نیز از گرد راه می رسند ولی با ون خالی از محموله و در حالی که افراد چچنی دستگیر شده در پشت ون هستند، روبرو می شود. به این ترتیب محموله کیک زرد به دست افراد دیگری می افتد و داستان درگیر اتفاقات دیگری می افتد. فربد ولی اشتباهی که می کند است که آن افراد را به ماشین نمی گذارد و با خود نمی برد تا شاید بتواند از طریق آن ها ردی از محموله یا پژمان یا سام به دست بیاورد. سوالی که مطرح می شود این است که تیم امیرمهدی ژوله چگونه وارد داستان شده اند؟ چه کسی به آن ها درباره موقعیت ون مذکور و محموله و آدرس آن به وی اطلاعات داده بوده است و اساسا نقش وی در این داستان چیست؟ در ادامه این قسمت و بخش های پایانی همچنان در مواجهه با سردرگمی پژمان و سام هستیم که در جنگل های سهند هستیم. این دو هیچ راه رهایی نمی توانند پیدا کنند و به این ترتیب با خستگی مفرط و گرسنگی و تشنگی که دارند به یک گوشه افتاده و به خواب می روند. احتمال فرا رسدن شب و به وجود آمدن خطراتی که در تاریکی هوا وجود دارد، آن ها را تهدید می کند که باید ادامه اتفاقات این سریال را در قسمت چهارم خوب بد جلف بنشینیم و ببینیم که چه رویدادهای دیگر در این میان رخ خواهد داد.

بقلفسی

 

و اما سریال سیاوش نیز که از 10 بهمن قسمت اول آن در سایت کول دانلود پخش شد همینک به بخش چهارم خود رسیده است. سیاوش – Siavash به نویسندگی: پویا سعیدی، تهیه کننده: مهدی یاری و کارگردانی: سروش محمدزاده و با بازی امیر جعفری , ترلان پروانه , رضا کیانیان , مجید صالحی , میلاد کی مرام در 18 قسمت تولید شده است.

جهت دانلود قسمت 4 چهارم سریال سیاوش بر روی لینک زیر کلیک کنید:

قسمت چهارم سریال سیاوش

در قسمت قبلی سیاوش چه خبر بود؟

اپیزود سوم سیاوش با آزادی صابر از زندان و جمع دوستان و رفقای وی در خانه آغاز می شود. وی با بقیه دوستان لات و لوت خود که بسیار ادعای مشتی بودن دارد به نظر می رسد که یک باند را تشکیل داده اند و بعد از آزادی برنامه هایی را با آن ها در سر می پروراند. مجید صالحی که نخستین بار است که در یک نقش غیرطنز بازی می کند، از پس نقش جدیدش که یک فرد شرور و پرخاشگر است به خوبی بر آمده است. در ادامه داستان شاهد سفر سیاوش با دوست همراهش به شمال هستیم تا مارال را پیدا کند. از قسمت قبل به یاد داریم که مارال دختر نصرت است و سیاوش نیز که برای تامین مخارج عمل مرجان شدیدا به پول نیاز دارد در قبال پیدا کردن مرجان این هزینه را از نصرت گرفته و برای همین به شمال کشور می رود. سیاوش در حنگل های آن جا با افرادی روبرو می شود تا شاید بتواند ردی از او پیدا کند ولی در این کار ناتوان می ماند. سیاوش برای پیدا کردن مارال به هر شیوه ای که می داند متوسل می شود. در یکی از روستاهای جنگلی آن جا به فردی می رسد که احتمال می دهد خبری از مارال دارد. با وجود انکار آن فرد از آشنایی با مارال، گوشی موبایل او را گرفته و با وارد کردن شماره، متوجه این می شود که شماره موبایل مارال را به نام بیتا در گوشی خود دارد و بنابراین پی به این موضوع می برد که حتما از او خبر دارد. آن فرد نیز به ناچار با سیاوش همکاری کرده و آدرسی را که احتمالا می توان مارال را آن جا یافت به او می دهد. در تهران نیز صابر در کوچه پس کوچه ها و محله های پایین شهر در حال گرد و خاک کردن است. وی به یک مغازه لوازم خانگی می رود و با شکستن در آن جا سعی در آشوب و جنجال دارد. مشخص نیست که وی با فرد مالک آن مغازه چه خرده حسابی دارد ولی این گونه بیان می کند دوباره به محل برمی گردد تا با وی صحبت کند. فرد مورد نظر نیز که حسابی ترسیده بود با صحبت هایش موافقت می کند. در جریان این اتفاقات پیگیری ها و پرسجوها سرانجام پای شخصیت و کارکتر با بازی ترالان پروانه نیز به داستان باز می شود. سیاوش ولی در این هنگام به یک سردخانه می رسد که گویی جسد مارال در آن جا باید باشد. ولی این طور به نظر می رسد که این سردخانه تله بوده که پس از ورود به آن، ضمن این که درون کفن هیچ جسدی وجود ندارد، به ناگاه در های آن سردخانه بسته شده و وی و دوستش در آن جا زندانی می شوند. در نهایت به وسیله شخص ثالثی وی از آن جا نجات پیدا می کند و به محلی دیگر می روند که مارال باید در آن جا باشد. آیا واقعا مارال مرده است؟ یا فرد یا افرادی سعی در دست به سر کردن و فریب سیاوش دارد؟ و اساسا مارال کیست؟ این ها پرسش هایی ست که ذهن مخاطب را در جریان این سکانس ها درگیر خود می کند. تا این که در سکانس پایانی سریال، بالاخره نشان داده می شود که مارال در یک کلبه چوبی در حنگلی دورافتاده که به وسیله یک زن (احتمالا همان ترلان پروانه) و چندین مرد محافظت می شود. در حالی که با وجود تعدد نفرات نگهبان کلبه، سیاوش و دوستش موفق به رسیدن محل زندانی شدن مارال می شوند ولی کار بسیار سختی برای مجات وی در پیش دارند که برای دیدن باقی ماجرا باید به تماشای ادامه این داستان در قسمت چهارم سیاوش بنشینیم. نظر شما درباره این سریال چیست؟ شما فکر می کنید که حقیقت داستان چیست؟ لطفا دیدگاه های خود را کامنت کنید!

یفاغیب

سریال قورباغه که پس از یک شروع توفانی به اوج مخاطبین خود رسیده بود همینک با پخش نهمین قسمت موفقیت آمیز و بدست آوردن هواداران بیشتر؛ توانسته که جایگاه خود را در این هفته ها تثبیت کرده باشد. در این هفته شاهد انتشار قسمت 10 قورباغه خواهیم بود. قورباغه که یک اثر متقاوت شبکه نمایش خانگی و در ژانر معمایی جنایی با تهیه کنندگی: علی اسدزاده، نویسندگی و کارگردانی: هومن سیدی تولید شده است هر دوشنبه از سایت کول دانلود پخش می شود.

جهت دانلود قسمت 10 دهم سریال قورباغه و همین طور سایر قسمت های قورباغه اینجا کلیک کنید:

قسمت دهم سریال قورباغه

در قسمت گذشته قورباغه چه اتفاقاتی رخ داد؟

قسمت نهم قورباغه با سکانس هایی در ویلایی نوری آغاز می شود. در جایی که نوری همچنان از شک و تردید به رامین لبریز است و مدام در حال ابراز این شک و تردید به اوست. رامین ولی به ابراز این نکته می پردازد که سروش به دنبال انگشت قطع شده شمس آبادی است تا به راز جادویی آن پی ببرد و احیانا نوری را دور بزند. دیالوگ های این دو سراسر به همین موضوع صرف می شود که رامین اظهار می کند که فردی که دشمن او یعنی نوری است، سروش است و نه خودش. در ادامه، رامین برای انجام کاری به منزل خواهرش می رود که در بین راه، دامادشان را می بیند که این بار نیز در پی گرفتن پول دستی از او است. رامین در راه بازگشت به ویلا، شاهد این است که فرانک در نزدیکی ویلا به سر می رود و سعی دارد که وارد شود. وی با توجه به رد آزمایش های گذشته نوری، و با توجه به دوستان آزمایشگاهی که داشته بود خود را جایگزین یکی از پرستارهایی که وی را چکاب ماهانه می کرد، جا می زند تا وارد ویلا شود. وی حتی با مطالعه سایز آزمایش های پیشین وی به یک نکته ای پی می برد که او مشکوک به نوعی بیماری سرطان ارثی است که در گذشته مادرش نیز به آن مبتلا بوده است. گرچه فرانک تا این جا به خوبی نقش خود را بازی کرده است ولی در سکانی بعدی، نوری متوجه رابطه فرانک و رامین می شود. وی به این نکته پی می برد که این دو از پیش همدیگر را می شناخته اند، در نهایت ولی رامین اعتراف می کند که فرانک نامزد وی بوده است. ادامه داستان به این قضیه می پردازد که نقش سروش در تشکیلات نوری چیست؟ نوری که از یک طرف به واسطه صحبت های رامین و از سمت دیگر به دلیل واکنش ها و در واقع اقدامات اخیر سروش، له او شک کرده بوده، برای برطرف کردن این ترید سعی در تست کردن وی می کند. وقتی که سروش آباد را موقتا از بیمارستان به ویلا می آورد (برا برداشتن کتاب هایش و همین طور خداحافظی از ویلا، چرا که به دلیل حادثه سقوط از پشت بام و مقصر دانستن نوری در این ماجرا دیگر حاضر بع بازگشت به آنجا نیست) در راه برگشت که برای جواب آزمایش ها به بیمارستان می رفت، رامین یک انگشت دیگر را به طور عمد در صندوق ماشین می اندازد. در همین هنگام و درست در زمانی که سروش در بیمارستان است، نوری که به همراه رامین مخفیانه و پشت سر سروش به آن‌ محل آمده بوده و با فاصله وی را زیر نظر داشته زنگ می زند و از او می خواهد که صندوق ماشین را وارسی کند تا شاید کلید گم شده رامین که موقع حمل کتاب ها به ماشین، ممکن بود آنجا افتاده باشد، را پیدا کند. نقشه نوری می گیرد و سروش به انگشت می رسد، انگشتی که البته قلابی بوده و حاوی مواد مخصوص نبوده است. او این کار را کرد تا بفهمد که آیا سروش با پیدا کردن انگشت واقعا قصد دور زدنش را داشته است یا خیر. پس از این ها، نوری رامین را به خانه سروش می فرستد تا بیشتر از کارها و احیانا نیاتی که وی در سر دارد، با خبر شود ولی غافل از این که رامین حتی قصد دور زدن نوری را دارد. وی در صحبت هایش با سروش، این طور القا می کند که می تواند با زدن انگشت قلابی به نوری و از آن سو جلب کردن اعتماد او و از سویی دیگر با وقت تلف کردن، جای استامپ را پیدا کرده و سپس با مالش آن به نوری، کنترل ذهن او را به دست آورده و سپس گاوصندوق وی را خالی کنند و آن گاه هر یک به تقسیم‌ سهمشان از آن ثروت ها و احیانا مواد مخصوص بپردازد. آیا رامین واقعا قصد اتحاد و نزدیکی با سروش در جهت خیانت به نوری را دارد یا این نقش بازی کردن هم جزیی از برنامه های هماهنگ شده او یا نوری بوده است در جهت تست کردن سروش؟

دانلود سریال ملکه گدایان قسمت هشتم ملکه گدایان قسمت چهارم خوب بد جلف قسمت چهارم سریال سیاوش قسمت دهم سریال قورباغه
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر